شرح کلی قطعات استفاده شده در پروژه
. میکرو ATMEGA128
. LCD با کنترلر LM016L
. آشنایی با GSM
. انتخاب یک GSM MODEM مناسب
. آشنایی با سخت افزار SIM900
. روشن کردن SIM900
. اتصال SIM900 به میکروکنترلر
. ساخت یک پروژه با SIM900
. آشنایی با ماژول ESP8266 وای فای
. شماتیک اتصال ماژول ESP به میکرو
. نحوه راه اندازی ماژول ESP
. استفاده از ESP8266 برای کنترل اشیاء
. حالت های استفاده از ESP8266
. راه اندازی ماژول وای فای ESP و برنامه نویسی آن با میکرو
. معرفی ماژول بلوتوث HC-05
. راه اندازی ماژول HC-05
. معرفی آی سی مبدل USB به سریال FT232
. نحوه کار با FT232RL
. شماتیک برد اصلی کشیده شده با نرم افزار Altium Designer
. شماتیک مربوط به برد SMS ، Sim900
. شماتیک پروگرامر آن برد USBasp
. ATcommand های SIM900
. ATcommand های ESP8266
در بخشی از این اثر می خوانیم:
«آنچه با دقت بیشتری تو بحرش رفته ام جهنم بوده است که کشیش مدام به اش حواله مان می دهد.همین جهنم خیالی نقاشی روی دیوار طرف در ورودی.
شعله های قرمز عظیمی زیر پاتیل های بسیار بزرگ می بینی که توی آن قیر جوشان هست و بخار غلیظ سفیدی ازشان به طرف گنبد کلیسا بالا می رود. توی ابر و بخار هم شیطان ها دیده می شوند با دم های درازِ به هم پیچیده و شاخ های شق و رق و گوش های پت و پهن و دماغ های برگشته و پوزه های گُرازوار.
شیطان های پشمالودی که هر کدام یک شنکش آهنی چهارسیخه دستشان است و با آن ارواح را از این پاتیل به آن پاتیل می اندازند؛ ارواح آدم هایی که این پایین معصیت کرده اند.
می خزی تو باغ همسایه یک دانه سیب می دزدی؟ کلکت کنده است! روحت از دست رفته. وقتی مردی آتش جهنم منتظرت است. آتش جهنم و پاتیلی که مدام توش پلق و پلق قیر می جوشد، و نیزه های چهارسیخه ای که روح آدم را از این پاتیل به آن پاتیل می کند!
اسب هایت را به چرا برده ای، خسته و مانده خوابت گرفته و حیوان ها رفته اند تو کشت و کارها گندم و ذرت و یونجه یا کنجد دیگران را چریده اند؟ -کارت ساخته است! همان آتش جهنم، همان شیطان ها، همان پاتیل های قیر جوشان چشم به راهتند.
...
دشنام دادن به کشیش و ارباب و بخشدار که، هیچ! اصلا فکرش را هم نباید کرد... این دیگر از هر گناهی که به خیالت برسد بزرگتر است. بدان و آگاه باش که اگر گناهت این است پدرت درآمده! بهتر است فکری به حال و روز خودت بکنی! چون در این صورت نه فقط بعد از مرگ تو آتش جهنم کباب می شوی بلکه با تازیانه و قنداق تفنگ هم خرد و خمیرت می کنند. دست کم مشت و لگد مفصلی تو دک و پوز و دنده ات می زنند.»