چکیده
دوران امارت سامانی عصر طلایی اعتلا فرهنگ و معارف اسلامی و سنن ملی ایران به شمار می رود که فضای آزاد علمی و فکری با سیاست اعتدال و عدم فشار یا محدودیت های سیاسی ،مذهبی خاص که بروز درگیری فرقه ای را کاهش داده و در عوض راه گفت و گوی علمی، نقادی فلسفی را گشود و منتج به پویایی فرهنگ و سنن اسلامی ایرانی گردید. تألیفات ارزنده خود نمونه های بارزی از شکوفایی بدست آورده را بخوبی روشن می سازد که در دوره های بعدی امارت حکمرانان کمتر دیده شده است. آنچه سامانیان در ماوراءالنهر از تثبیت آرامش توأم با اشاعه و تبلیغ اسلام و حذف ثغور انجام دادند . سبب شد تا باورهای دینی جزو باورهای درونی در مردمان این منطقه گردد . نکته پر اهمیتی که ماوراءالنهر از تمام دوران باستان تا قرن سوم و چهارم هـ بخود نتوانسته ببیند . اگر چه مذاهب متعددی قلمرو ماوراءالنهر را در سیطره خویش داشت اما بدلیل نداشتن زعیمی کاربلد این سرزمین به این حد اعتلا نرسیده بود در اصل نحوه عملکرد دولت سامانی به مثابه مهیا کردن زمینه تعالی شهرهای ماوراءالنهر برای خویشتن شناسی آگاهانه در سیطره اسلامی بود وجود علما و دانشمندان و ادیبان نام آور ثمر بذری بود که سیاست با صیانت سامانی و تأثیر پردامنه اش در ورارود گذاشته بود. چه بسا در آن دوران که اسلام در ایران مسیر رو به رشد خود را طی می نمود این پویایی به ملموسی امروز از آن دوران نباشد اما با دیدی از بالا کاملا تأثیر شگرف تسامح معقولانه سامانیان امروزه بخوبی قابل شهود است.در این مقاله سعی ما بر این است تا با تکیه بر شواهد از منابع دست اول نکات مهمی از پایداری و ثبات دینی، علمی و پویایی اقتصادی که ارمغان اسلام و حکومت سامانی برای ماوراءالنهر و شرق جهان اسلام بود ه است درخور توان ارائه نماییم .
برتراند آرتور ویلیام راسل، فیلسوف، منطقدان، ریاضیدان، مورخ، جامعهشناس و فعّال صلحطلب بریتانیایی بود که در قرن بیستم میزیست.راسل یکی از پیشتازان فلاسفه در قرن بیستم محسوب میشود و «جنبش مخالفت با آرمانگرایی» را در اوایل قرن بیستم رهبری میکرد. از وی به همراه گوتلوب فرگه و لودویگ ویتگنشتاین، به عنوان بنیانگذاران فلسفهٔ تحلیلی یاد میگردد.برتراند راسل یک فعال ضدجنگ و مخالف امپریالیسم بود که به دلیل عقاید صلحطلبانهاش در طول جنگ جهانی اول، از دانشگاه اخراج شد و به زندان افتاد. او مخالف آدولف هیتلر، منتقد تمامیتخواهی استالین، معترض درگیری آمریکا در جنگ ویتنام و همچنین از حامیان خلع سلاح هستهای بود. وی در سال ۱۹۵۰، به پاس «آثار متعدد در حمایت از نوعدوستی و آزادی اندیشه»، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات گردید.