بمب های شیمیایی
سال هاست که از پایان جنگ تحمیلی می گذرد اما هنوز که هنوز است بسیاری از مجروحان شیمیایی در میان ما زندگی می کنند و بسیاری دیگر سال ها پیش از جمع ما خارج شدند و به مقام رفیع شهادت رسیده اند . بر اساس آمار به دست آمده امروز حدود صد وبیست هزار مجروح شیمیایی در میان ما زندگی می کنند که حال بسیاری از آنها نیز وخیم است . ما در این نوشته قصد داریم با دیدی زیست شناختی کمی از سختی های زندگی جانبازان شیمیایی را به شما معرفی کنیم . مطمئنا ً ما نمی توانیم همه ی سختی ها و رنجی های را که یک جانباز شیمییایی در راه خدمت به وطنش متحمل شده و میشود به شما معرفی کنیم ولی در این راه همه ی تلاش خود را می کنیم .
این اثر مانند بقییه کار های آدمی خالی از اشکال نمی باشد . اگرشما در این نوشته با اشتباه یا اشکالی روبرو شدید خواشمند است این اشتبا ه را به ما گوشزد فرمایید .
تاریخچه ی استفاده از عوامل شیمیایی
به ادعا می توان گفت که قدمت سلاح های شیمیایی به اندازه سلاح ها ی معمولی است ، به طوری که شواهدی مبنی بر استفاده از مواد آتش زا توسط یونانیها (موسوم به آتش یونانی) در سال های ۱۲۰۰ و ۴۲۹ قبل از میلاد مسیح (ع) بدست آمده است. بر طبق همین شواهد « اسپارتها» نیز در جنگهای خود گوگرد و زغال نارس را بر دیوار و حصار دشمن می سوزاندند تا گازهای سمی متصاعد شده وبر دشمن تاثیر نما ید . تاریخ جدید جنگ های شیمیایی از سال ۱۸۹۹ در جنگ انگلیس با بوئرها(مهاجرین هلندی در افریقای جنوبی ) شروع شده که در آن ارتش انگلیس از توپهای حاوی اسید پیکریک استفاده کرد که اثر تهوع زا داشت.
با این حال استفاده ی گسترده از عوامل شیمیایی در جنگها ، تا جنگ جهانی اول سابقه نداشت است . به هنگام جنگ حهانی اول به دلیل پیشرفت دانش و تکنولوژی لازم برای تهیه ی مواد شیمیایی خطرناک امکان کاربرد آنها به مقدار فروان فراهم گردید . اولین مورد استفاده از گاز های شیمیایی در سطح وسیع در آوریل ۱۹۱۵ توسط قوای آلمانی صورت گرفت در این حمله شش هزار سیلندر حاوی گاز کلر برای مسموم کردن نیرو های طرف مقابل به کار گرفته شد که در نتیجه ی آن پنج هزار نفر از نیروهای متفقین به هلاکت رسیدند . بعد از این حمله در سبتامبر همان سال نیروهای انگلیسی نیز از گاز گلر استفاده کزدند . با لاخره آلمان در سال ۱۹۱۵ گاز فسژن و در سال ۱۹۱۷ گاز خردل را وارد صحنه کار زار نمود . استفاده از کاز های شیمیایی برای اولین بار لزوم استفاده از ماسک های محافظتی را مطرح ساخت . ارتش انگلیس از این ماسکها برای اولین بار به منظور حفاظت از اسبها و افراد استفاده نمود. در مجموع می توان گفت که گاز های کلر، خردل و فسژن توسط ارتش آلمان و انگلیس و گاز های موثر در خون از قبیل هیدروژن سیانید و کلرید سیانوژن توسط فرانسوی ها به کار گرفته شد . مطابق آمار حاصل حدود صد هزار نفر کشته و دویست هزار نفر زخمی حاصل استفاده از این گازها بود .
رژیم جنایتکار بعث عراق که انواع سلاح های مدرن غرب و شرق را بر ایمان خلل ناپذیر رزمندگان دلیرمان امتحان کرده بود و به یاس کامل رسیده بود ، در پی شکستهای مداوم و عجز و ناتوانی در مقابل سلحشوران سپاه توحید بکاربرد سلاح های شیمیایی متوسل گردید. ارتش صدام عفلقی در بین سال های آغاز جنگ تا پایان آن در بیش از صدها مورد از سلاح های شیمییایی استفاده کرد ه که در عملیات خیبر ، بدر ، والفجر ۸ و سلسله عملیات های کربلا ابعاد این جنایت به اوج خود رسید .حملات مذکور با استفاده از انواع مهمات شیمیایی (خمپاره ،توپ، بمب و غیره ) حاوی گاز های کشنده از قبیل عوامل عصبی ( تابون ) ، گاز های خردل ، سیانور و عوامل خفه کننده (فسژن) انجام گرفته است .
در این تمرین شما با صورتها و شکلهای مختلفی از مکانیزم حافظه مجازی در ویندوز NT آشنایی پیدا خواهید کرد علیرغم اغلب دیگر سیستمهای عامل، ویندوز NT یک API ساده و روشنی را برای اداره کردن بعضی شکلها و صورتهای حافظه مجازی تهیه میکند(معمولاً حافظه مجازی بطور کامل توسط برنامه نویس کاربردیاش روشن و واضح میگردد) در این تمرین شما در موارد زیر اطلاعاتی یاد خواهید گرفت:
v سازماندهی سیستم حافظه مجازی ویندوز NT
v چگونه فضای حافظه مجازی خود را کنترل کنید؟
v چگونه یک وسیله آگاه کننده و گزارش دهنده بنویسید؟
v جزئیات GlobalMemory Status , GetsystemInfo – VirtualQuery – VirtualUnlock – VirtualLock – VirtueaFree – VirtualAlloc
حافظه مجازی صفحهبندی یا Paging Virtual Memory در بسیاری از سیستمهای عامل امروزی بکار گرفته میشود. در یک سیستم صفحهبندی شده، هر فرآیندی یک فضای آدرس دهی مجازی خاص خود دارد که برای ارجاع دیگر اشیاء بکار گرفته میشود که معمولاً محتوای یک محل یا موقعیتی از حافظه است بخشی از فضای آدرس دهی مجازی توسط ویراستار خطی ( Link editor ) تعریف میشوند وقتی که آن یک تصویر قابل اجرایی بوجود میآورد که در واقع فایل اجرایی یا EXE است. تعداد باقیمانده از فضای آدرسدهی میتواند بطور پویا در زمان اجرا توسط روشهایی که در این تمرین توضیح داده خواهد شد تعر یف شود. بعد از اینکه قسمت پایدار و ثابت از فضای آدرسدهی مجازی ایجاد شد در حافظه ثانویه ذخیره خواهد شد ( معمولاً در بخش یا Partition از وسیله ذخیرهسازی کهPaging disk نام دارد ). به منظور عملیتر شدن شما میتوانید Paging disk را مشابه فایل در نظر بگیرید.
نمای کلی مرکز شنا و بازیهای آبی المپیک 2008 پکن
ده های پایانی قرن بیستم و چند سالی که را که از قرن بیست و یک می گذرد به جرئت می توان دوره تحول اساسی در اندیشه های بشر و تغییر دیدگاه او نسبت به جهان پیرامون خود تلقی کرد. اگر «اخلاق» و اصول اخلاقی را، که زاییده وجدان بشر و تغییر ناپذیر هستند، از این امر مستثنی کنیم، در نحوه نگرش سایر علوم و نیز دنیای هنر به مسائل و موضوعات، تغییرات عمده ای به وقوع پیوسته است. از دیدگاه بشر امروزی، جهان حاضر یک جهان ارگانیک است که در آن فضا، زمان و اجسام به صورت متحول، سیال، درگیر با یکدیگرند و اتباط غیرخطی دارند. دانشمندان و صاحبان اندیشه برای تبیین جهان امروز دیگر صرفاً به علوم کلاسیک و قطعیت جهان بینی ریاضی گونه تکیه
نمی کنند،
بلکه مباحثی همچون عدم قطعیت، آشفتگی، هندسه های نااقلیدس و فراکتالی، نظریه
پیچیده و فیزیک غیرخطی، جهانی متفاوت از گذشته را در برابر انسان پست مدرن قرار
داده است. با وسیع تر شدن قلمرو علوم، بر تعداد مجهولات و سؤالات نیز افزوده می
شود و انسان برای رازگشایی مجهولات تازه، می بایست تلاش بیشتری کند.
بشر می تواند پاسخ بسیاری از پرسش های خود را از راه آزمایش، تحقیق و خلق فرضیات تازه بیابد. اما شاید بتوان خود «طبیعت» را بهترین پاسخگوی سؤالات بشر دانست. طبیعت، همه جواب ها را دارد و این انسان ها هستند که به تدریج می آموزند چگونه بپرسند.
این امر، در طراحی و ساخت فضاها و بناهای شهری و در علم مهندسی سازه نیز صادق است. طبیعت، درس های طراحی بسیار مهم و ارزشمندی به ما می دهد. از جمله اصول اساسی این طراحی آن است که اگر مقصود طراحی به درستی و شایستگی برآورده شود، نظم و ترتیب حاصل، زیبایی تلقی می شود. انرژی و مسائل زیست محیطیمراکز شنا و بازی های آبی معمولاً به مقدار زیادی انرژی گرمایی نیاز دارند. همان گونه که گفته شد، با استفاده از پوشش مخصوص در سقف و دیواره های پروژه، مقدار زیادی از احتیاجات گرمایی و نیز نور داخل ساختمان با نور خورشید تأمین می شود. علاوه بر آن، سیستم های متعدد بازیافت انرژی در قسمت های مختلف پروژه پیش بینی شده اند تا مصرف انرژی را به حداقل برسانند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
·سیستم بازیافت انرژی گرمایی از دریچه های خروج هوای گرم از ساختمان برای گرم کردن هوای سرد ورودی به دستگاه های هواساز.
·سیستم بازیافت انرژی گرمایی از چیلرها برای گرم کردن آب استخر و فضای داخل آنو
·سیستم بازیافت حرارت از دستگاه های یخ ساز (تولید کننده یخ برای سالن های اسکیت روی یخ و…) برای گرم کردن آب استخر و نیز محیط داخلی ساختمان.
در کنار این موارد، استفاده از اصل «جابجایی هوای گرم و سرد» در سالن های بزرگ کنار استخر باعث صرفه جویی قابل ملاحظه ای در مصرف انرژی شده است.
علاوه بر مسئله انرژی، بامسئله مهم دیگر در پروژه یعنی آب نیز به صورت اصولی و پایدار برخورد شده است.
در پکن باران اندک و پراکنده است و بنابراین پروژه به گونه ای طراحی شده است که تا حد امکان از نظر تأمین آب به خود متکی باشد.
معمولاً در استخرهای شنا، مقدار زیادی آب برای معکوس شویی سیستم های فیلترینگ آب مصرف می شود که در اغلب موارد به شبکه فاضلاب می ریزد. در مرکز شنای المپیک پکن، آب مصرف شده در عملیات معکوس شویی به سیستم فیلترینگ دو مرحلهای هدایت می شود. پس از مرحله دوم فیلترشدن، آب مدتی در حوضچه های مخصوص به حالت ساکن باقی می ماند تا کلیه ذرات احتمالی در آن ته نشین شوند و سپس دوباره به استخر اصلی وارد می شود. این عمل باعث صرفه جویی قابل ملاحظه در میزان آب مصرفی پروژه می شود. آب مصرف شده در قسمت های دیگر ساختمان ماند محل دوش ها و شستن دست ها نیز جمع آوری شده و به عنوان «آب خاکستری» برای مصارفی مانند سیستم شتسشوی سرویس های بهداشتی، آب نماها و نیز آبیاری به کار برده می شود.
علاوه بر اینها در صورت بارش باران، آب بران سرازیر شده از سقف وسیع پروژه جمع آوری و در مخازن بزرگ زیرزمینی ذخیره می شود تا استفاده شود.
بدین ترتیب، می توان گفت که مکعب آبی یک پروژه دارای معماری پایدار و دوستار طبیعت است و به خوبی خود را با شرایط بومی منطقه و نیز وضعیت بین المللی انرژی و هزینه های آن وفق داده است.
آتش سوزی و نحوه برخورد با آن
یکی از مهمترین و تعیین کننده ترین عوامل در طراحی پروژه مکعب آبی، مسئله آتش و نحوه برخورد با آتش سوزی های احتمالی بود، بی شک شکل نهایی پروژه و نمای فعلی آن مرهون زحمات گروه مهندسی آتش سوزی و اطفای رحیق در شرکت آروپ است. در واقع، از همان زمانی که طرح برنده انتخاب شد، معلوم بود که معیارها و ضوابط آیین نامه های آتش چین را بر نمی آورد. با کار منسجم و علمی تیم مهندسی آتش سوزی آروپ کارفرما نسبت به ایمنی پروژه متقاعد شد. در حقیقت، تیم مهندسی آروپ با استفاده از داده های تحقیقات،ی تحلیل های پیچیده و ارائه گزارش های مشروح توانست به کارفرما بقبولاند که به رغم عدم رعایت ضوابط آیین نامه های آتش در چین، ایمنی افراد در هنگام آتش سوزی تا حد زیادی تأمین شده است.
گفتنی است با مسئله آتش سوزی در ساختمان ها به دو نحو می توان برخورد کرد. یکی رعایت ضوابط آیین نامه ای مربوط به آتش سوزی در کشورهای مختلف است. معمولاً ضوابط آیین نامه ای برای ساختمان های معمولی، که به صورت روزمره با آنها سر و کار داریم، نوشته می شوند و در ابداع گرانه بحث و بررسی می شوند. در روش دوم، که طراحی بر اساس عملکردنام دارد، برای یک ساختمان خاص ضوابطی که نیازهایآن ساختمان را تأمین می کند به روش های تحلیلی و دقیق تعیین می شوند، به نحوی که کاملاً با خصوصیات و وضع موجود آن ساختمان سازگار باشند. این روش انعطاف بیشتری دارد و معمولاً طراحی بر این اساس به صرفه تر است و باعث می شود نیازهای خاص کارفرما در پروژه برآورده شوند. با استفاده از همین روش طراحان آروپ توانستند بدون برخورد با ضوابط محدود کننده آیین نامه ای چین، فرم معماری مورد نظر خود را ایجاد کنند و به تأیید کارفرما برسانند.
تعامل مکعب آبی با ساختمان های مجاور
همان گونه که گفته شد پروژه مکعب آبی محل برگزاری مسابقات شنا و سایر بازی های آبی در المپیک سال2008 پکن است. این ساختمان درکنار استادیوم اصلی بازی ها به نام «آشیانه پرنده» اثر هرتزوگ و دمرون بنا خواهد شد. یکی از نکاتی که در طراحی معماری آن مورد توجه قرار گرفته، ایجاد هماهنگ و تعادل بین مکعب آبی و استادیوم اصلی به نحوی بوده که این دو ساختمان با شکل های کاملاً متفاوت، متقابلاً یکدیگر را تعریف و تقویت کنند. علاوه بر این، سعی شده مکعب آبی به نمای ظاهری ساده خود بر ساختمان اصلی (آشیانه پرنده) برتری نیابد و آن را تضعیف نکند.
در فرهنگ چینی، یک اندیشه رایج وجود دارد:
اسمان گرد و زمین مربع شکل است. این ایده در بسیاری از طرح های معماری و طراحی شهری چین به کار گرفته شده است. در عمل، قرار گرفتن مکعب آبی (با شکل مکعبی) و آشیانه پرنده (با شکل مدور) در کنار هم، تعامل بین زمین و آسمان، آب و آتش، جذب و تابش، یا طبق فلسفه چینی،Yin,Yang را به خوبی در معرض نمایش میگذارد.
بنابراین، سعی شده با استفاده از «آب» و ایجاد جلوه های متعدد به کمک آن مکعب آبی تا حد امکان آرامش دهنده و موزون به نظر برسد. این کار با استفاده از حوضچه های آب همراه با فضای سبز، فواره ها و مسجمه های داخل آنها انجام شده است.
مکعب آبی هم مثل شهرهای باستانی چین از جمله شهر ممنوعه، که در آنها شهر به وسیله رودخانه محافظت می شد، به کمک یک خندق پر از آب، که در پیرامون آن کنده شده از زمین های مجاور خود جدا می شود. چند پل که روی این خندق ایجاد شده اند، تنها راه ارتباطی به ساختمان هستند. در بالای خندق دیواره ای از آب در پیرامون ساختمان ایجاد شده که در ورودی ساختمان به ارتفاع خود ساخختمان است (در حدود31 متر) و در پشت ان یک پانل شیشه ای نصب شده است، در نتیجه نور خورشید به شکل بسیار جالبی از درون آب فیلتر و به محوطه سراسری اصلی وارد می شود.
بدین ترتیب، افراد در هنگام ورود به ساختمان احساس می کنند وارد فضایی با دیوارههایی از آب می شوند.
در پایان دوره صامت، نشانههایی از حرکت و حیات در استودیوهای ایتالیا به چشم میخورد که نشان میداد سینماگران آن مهارت فنی را که در جاهای دیگر پدید آمده بود، رفته رفته به دست میآورند. فیلمسازان ایتالیایی، به رهبری الساندرو بلازتی که هم کارگردان بود و هم مدیر مجله «سینما گرافو» سنت فیلمهای با شکوه و افسانههای پرماجرا را رها میکردند. نخستین فیلم بلازتی. «سوله» (1929) از نقشه وسیع موسولیتی برای خشکاندن باتلاقهای «پوتین» حکایت میکرد. توفیق فوری این فیلم نشان داد که برای گرفتن موضوع فیلم میتوان به سایر جنبههای مثبت معاصر نیز رجوع کرد. اما تهیه کننده ایتالیایی تردید نشان دادند و منتظر ماندند تا آنکه فیلم ناطق آمد و خوابهای بلازتی را عجالتاً باطل کرد.
استودیوها، چه برای انتخاب موضوع و چه برای انتخاب بازیگران خود، به تئاتر روی آوردند، و سر و صدای آوازهای عاشقانه که از فیلمهای ناطق برخاست، فریاد کسانی را که میخواستند فیلم رنگ واقعی و ارزش فنی داشته باشد در خود غرق کرد. در نخستین سالهای فیلم ناطق، در ایتالیا بیشتر فیلمهای ساز و آواز و ماجراهای عاشقانه و کمدیهای اتاق خواب ساخته میشد، که غالباً از روی نمایشنامههای تئاتری تهیه میشد. خود ایتالیاییان این فیلمها را «فیلم تلفن سفید» مینامیدند، زیرا که بیشتر ماجراهای فیلم در اطراف تلفن سفیدی که در اتاق خواب قهرمان زیبای داستان بود دور میزد.
چنانکه پیشتر گفتیم فاشیستها در ابتدا چندان توجهی به سینما نداشتند. البته دولت ساختن فیلمهای تاریخی را که در ستایش ظهور حزب فاشیست یا درباره زندگی فهرمانان ملی- مانند گاریبالدی یا اتورفیراموسکا یا سالواتور روزا- سخن میگفتند، تشویق میکرد، اما بیش از این کاری صورت نمیگرفت؟ سیل فیلمهای تبلیغاتی کوتاه مدت که به وسیله استودیوی دولتی «لوچه» ساخته میشد برای مقاصد فاشیستها کافی بود. هنگامی که سینمای ناطق اختراع شد، استودیوی «لوچه» سه دستگاه کامیون مخصوص ضبط صوت نیز به وسایل خود افزود، و بدینترتیب رجزخوانیهای پرشور موسولینی جزو همه یلمهای خبری شد.
این فیلمهای خبری، و هر فیلم کوتاه مدت دیگری که به وسیله «لوچه» ساخته میشد، به حکم دولت میبایست در همه سینماها در سراسر ایتالیا نشان داده شوند. گذشته از این قبیل دردسرهای مختصر، تهیهکنندگان و توزیع کنندگان و سینماداران ایتالیا تا سال 1935 کمابیش به حال خود گذاشته میشدند.
اما در فاصله 1935 و 1940 وضع رفته رفته دگرگون شد. موسولینی آن جنگها و بارزاتی را که امیدوار بود به گسترش امپراتوری ایتالیا و افزایش عظمت شخص او کمک کند، آغاز کرده بود. میبایست آتش احساسات ملی و غرور ملی را تا حد جنون دامن زد. در این دوره بود که دولت به تدریج به صنعت سینما تسلط یافت. اما این تسلط از راه تصاحب رک و راست استودیوها صورت نگرفت، بلکه قضیه بدین شکل بود که دولت هیجده استودیوی برگزیده را از راههای پیچید. و گوناگون مورد حمایت قرار داد.
تهیه کنندگان اکنون میتوانستند تا حدود 60 درصد هزینه فیلم خود را از بانکهای دولتی وام بگیرند، و اگر میتوانستند نشان دهند که فیلم آنها مردم پسند، یا هنری، یا تبلیغاتی است، فقط میبایست قسمت ناچیزی از وام خود را پس بدهند.
در چنین شرایطی ممکن نبود هیچ استودیویی ضرر بدهد، هر چند در فیلمهایش نشانی از توفیق نباشد. چیزی نگذشت که استودیوها شروع کردند به دادن مشاغل مهم به نور چشمیهای سیاسی، زیرا که این اشخاص میتوانستند امتیازات بیشتری از مدیران بانکهای دولتی بگیرند. هنگامی که ویتوریو، پسر موسولینی، به عنوان رئیس بزرگترین استودیوی ایتالیا، «اروپا فیلم» وارد صنعت سینما شد، شیوه «خاصه خرجی» در سینمای ایتالیا به حد کمال رسید.
همچنین دولت فرمان داد که هرچه فیلم خارجی که در ایتالیا به نمایش گذاشته شود، باید دوبله شده باشد و کار دوبله کردن را هم خود ایتالیاییان انجام داده باشند. این امر نه تنها مشاغل سینمایی تازه ای پدید آورد، بلکه به ایتالیاییان امکان داد که هر نکته ای را کاملاً مواق مرام فاشیسم نیافتند از فیلمهای خارجی حذف کنند. این سانسور بی دردسر تسلط دولت را بر سینما افزایش داد. در عین حال، دولت جوازهای گرانبهای دوبله کردن و توزیع این فیلمها را به استودیوهایی زیاد باشد. این شیوة حمایت از هنر، هنرمندان را پاک دلسرد کرد. در حقیقت هیچ شیوة دیگری نمی توانست تا این اندازه در افزایش خرجهای بیهوده و کاهش آفرینش هنری مؤثر باشد.
باتوجه به میزان تسلط دولت بر صنعت
سینما، چه از لحاظ مالی و چه از طریق گماشتن نور چشمهای سیاسی بر مشاغل مهم، عجیب
است که تعداد فیلمهای تبلیغاتی صریح اندک بود. به نظر میرسد که ایتالیاییان به
تبلیغات منفی قانع بودند. همین قدر که در فیلمهای آنها از افکار دموکراتی و حقوق و
آزادیهای مدنی و سایر تفاهیم «منحط» اثری دیده نمی شد، راضی بودند.
«اتورمارگادونا» Ettore Margadonna یکی از مورخان برجسته سینمای ایتالیا، می نویسد:
«در میان بیش از پانصد فیلم ـ که در فاصله سالهای 1930 و 1942 در ایتالیا تهیه شده
ـ آن فیلمهایی که از حیث مضمون صددرصد فاشیستی بودند، از شماره انگشتان یک دست
تجاوز نمی کنند.» از آن جمله میتوان «پیراهن سیاه» Black
Shirt (1933) ، «کهنه پرستان» Old Guard (1935) اثر بلازتی
، «محاصره آلکازار» The Siege of The Alcazar (1940)، «سیپیو آفریکانوس»
Scipio Africanus (1937) ، اثر کارمینه گالونه Garmine Gallone را نام برد.
در «محاصرة آلکازار» سهم ایتالیا در جنگ داخلی اسپانیا با غرور تمام باز نموده شده بود. «سیپیو آفریکانوس» (یا «سیپیوی آفریقایی») فیلم مجلل و ملال آوری بود که میگفتند سناریوی آن را خود بنیتو موسولینی نوشته است. این فیلم می خواست پیروزی ایتالیا در افریقای زمان باستان، امری نظیر نبرد موسولینی در حبشه جلوه دهد. پاره ای از این فیلم در افریقا برداشته شده و پاره دیگر آن در صحنه های عظیم استودیوی دولتی «چینه چیتا» Cinecitta ، و یکی از پرخرج ترین و عظیم ترین ـ و در عین حال پوکترین ـ فیلمهای تاریخ سینما از کار درآمد. ناقدان از نشان دادن تیرهای تلفن روی تپه های امپراتوری روم، و ساعتهای مچی رو دست سربازان روی، و پوکی گیج کننده صحنه های عظیم فیلم، لذت فراوان بردند.
با این حال چون فیلم رسیم بود دولت ایتالیا برای نشان دادن آن در خارج مساعی خاصی به کار برد.
نحوة استقبال تماشاگران از این فیلم،
به شهرت سینماگران ایتالیایی کمکی نکرد. در آن زمان چند فیلم اوپرایی نیز از
ایتالیا صادر شد، که از آن جمله «رؤیایی پروانه»
The Dream of Butterfly
(1939) اثر گالونه را میتوان نام برد. این فیلم چندین قطعه طولانی از اوپرای
پوچینی را که به طرز زیبائی به وسیله ماریاچبوتاری Maria
Cebotari اجرا شده بود، نشان می داد.
درین فیلم یک داستان عشقی سوزناک نیز گنجانده شده بود. غیر از اینها، سینمای
ایتالیا در این دوره هیچ هنری از خود نشان نداد.