مقدمه
ورزش پدیده ای جمعی و اجتماعی- جهانی و تاریخی است، ورزش از یک طرف به عنوان یک نهاد اجتماعی دارای کارکردهای خاص خود برای نظام اجتماعی می باشد و از طرف دیگر به عنوان بخشی از یک نظام اجتماعی تحت تأثیر نظام اجتماعی کل بوده و درعین حال بر آن تأثیر نیز می گذارد. ورزش فوتبال بین رشته های مختلف ورزشی در سراسر دنیا بیشترین مخاطب و طرفدار را دارد و این موضوع به روشنی هم در تعداد افرادی که به این رشته ورزشی می پردازند و هم در تعداد طرفداران و علاقه مندان این ورزش مشخص است. شاید بتوان گفت که ورزش در گذشته های دور بیشتر به عنوان یک امر تفریحی برای مردم بوده ولی امروزه شاهد آن هستیم که یادآوری تاریخ رویدادهای زندگی بیشتر افراد جامعه مصادف با تاریخ برگزاری یا خاتمه رویدادهای ورزشی مهم از جملعه فوتبال در جهان و ایران است بطوریکه مثلاً مشاهده می کنیم افرادی تاریخ سال تولد، گردش و تفریح دسته جمعی با دوستان در یک مکان و ... خودشان را مصادف با تاریخ فلان جام جهانی فوتبال یا فلان برد تیم فوتبال مورد نظرشان در یک رقابت ورزشی و ... می دانند و از آن یاد می کنند. و این سایر ناشی از تعلق خاطری است که این افراد در جامعه به این رشته ورزشی دارند و خود سعی می کنند در آن مشارکت نیز داشته باشند. تجربه نشان داده است که طرفداران تیم های فوتبال را افرادی تشکیل می دهند که با طرفداری از دو تیم مورد نظر هویت های ورزشی خلق می کنند و این هویت ها نه تنها از عوامل و عناصر متمایز کننده اجتماعی و فرهنگی تأثیر نمی پذیرد، بلکه در مواردی تحت تأثیر هویت های فراتر مانند هویت های ملی یا دینی نیز قرار می گیرند.
در این تحقیق سعی بر آن است که عوامل تأثیرگذار بر تعلق خاطر افراد بر تیم های فوتبال لیک برتر ایران را در بین دانشجویان دانشگاه یزد مطالعه کنیم. این تحقیق در پنج فصل تدوین شده است که در فصل اول به بیان طرح مسأله، ضرورت و اهمیت تحقیق، اهداف و تاریخچه موضوع پرداخته شده است. در فصل دوم مبانی نظری تحقیق شامل ادبیات تحقیق، چارچوب نظری تحقیق، فرضیات می باشد. فصل سوم روش شناسی تحقیق را که شامل تعریف عملیاتی مفاهیم، نوع تحقیق، جامعه آماری، روش تحقیق، حجم نمونه و تفکیک های مورد استفاده در تجزیه و تحلیل داده هاست را در بر می گیرد.
فصل چهارم شامل تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده است و فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهادات است در پایان منابع و مآخذ همراه یک نسخه از پرسش نامه ضمیمه شده است.
در اینجا لازم می بینیم از همه دانشجویانی که با حسن نظر و دقت خودشان بنده را در تکمیل و پاسخگویی به پرسشنامه تحقیق یاری نموده اند، تشکر و قدردانی نمایم و همچنین ضروری می دانم که از استاد راهنما؛ جناب آقای دکتر افشانی که در تهیه و تدوین این تحقیق با دقت و حسن نظر صبورانه شان راهنمای اینجانب بوده اند، کمال سپاسگزاری را بنمایم و برای زندگی علمی ایشان آرزوی موفقیت دارم.
رحمت اله ترکان
بهار 87
در این تحقیق تحت عنوان بررسی عوامل تأثیرگذار بر تعلق خاطر دانشجویان دانشگاه یزد نسبت به تیم های فوتبال لیگ برتر ایران، تلاش شده تا تأثیر متغیرهایی از قبیل جنسیت، پایگاه اقتصادی اجتماعی دانشجویان، رشته تحصیلی، میزان استفاده از رسانه های جمعی و تأثیر الگوی نقش را بر تعلق خاطر نیست به تیم های قوتبال مورد بررسی و آزمون قرار بگیرد.
به منظور آزمون فرضیات تحقیق، از طریق پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوری شده و سپس با استفاده از روش های آماری مناسب شامل : آزمون T-test، ANORA، ضریب همبستگی پیرسون ارتباط هرکدام از متغیرهای مذکور با میزان استفاده از اینترنت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. و نتایج نشان داد که :
تأثیر الگوی نقش در علاقه مندی و تعلق خاطر نسبت به یک تیم فوتبال و میزان استفاده از رسانه های جمعی و جنسیت به میزان متعلق خاطر دارای رابطه معنی دار است اما سایر متغیرهای مورد بررسی (پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رشته تحصیلی) رابطه معنی داری با تعلق خاطر نداشته اند.
1طرح مسأله:«ورزش پدیده ای جمعی و اجتماعی، جهانی و تاریخی است، ورزش از یک طرف بعنوان یک نهاد اجتماعی دارای کارکردهای خاص خود برای نظام اجتماعی می باشد و از طرف دیگر بعنوان بخشی از یک نظام اجتماعی تحت تأثیر نظام اجتماعی کل بوده و در عین حال بر آن تأثیر نیز می گذارد. ورزش پدیده ای اجتماعی با قدمتی برابر با پیدایش خود انسان است و دارای ارزش ها، هنجارها، قواعد، قوانین و آداب و رسوم خاص خود می باشد. ورزش به شکل رسمی و غیررسمی آن بدون قواعد و قوانین وجود عینی ندارد. ورزش در هر جامعه متأثر از ساختار اجتماعی حاکم بر همان جامعه و بیانگر ارزش ها و هنجارهای حاکم بر آن جامعه می باشد. ورزش بعنوان یک پدیده و نهاد اجتماعی مورد توجه جامعه شناس نیز می باشد. توسعه ورزش به عنوان بخش مهمی از جریان زندگی در جوامع جدید و تأثیرات متقابلی را که ورزش بر افراد و دیگر نهادهای اجتماعی به عنوان یک پدیده اجتماعی بر جای می گذارد، سبب علاقه و توجه جامعه شناسان به آن می گردد.» (جوزف،1381: 229).
از منظر روانشناسی اریک فروم می گوید: «عمیق ترین نیلز بشر نیاز اوست به غلبه بر جدایی و رهایی از این زندان تنهایی»(عسکری خانقاه، 123:1381 ) از نظر او انسان ها به بهانه های مختلف می کوشند از تنهایی رهایی یابند و با دیگران پیوند برقرار نمایند و بازی به طور اخص هم یکی از همین روش هاست. در گذشته و هم اکنون شیوه های متفاوتی از فوتبال وجود داشته و دارد: فوتبال انگلیسی، آمریکایی، اسکاتلندی، فرانسوی، و ... شاید بتوانیم ریشه های فوتبال را در افسانه فرانسویان جستجو کنیم «اما در دوران معاصر با پیشرفت سرمایه داری، گسترش رفاه و آزادی تشکل ها و افزایش گروه های مختلف اجتماعی و فرصت های مضاعف بیشتری در جهت تجلی شور جمعی در انسان ها، می بینیم که محبوبیت و شهرت فوتبال همچنان حفظ شده است و حتی به کمک های رسانه های جمعی به اقصی نقاط نیز گسترش یافته است. به نظر می رسد این پیشرفت و محبوبیت مضاعف را در نظر گاه متفاوت می توان بررسی کرد: یکی پیشرفت فوتبال در کشورهای توسعه یافته و دوم پیشرفت این رشته ورزشی در کشورهای در حال توسعه در سرمایه داری عقلانی کشورهای توسعه یافته، فوتبال بستری است برای شرکت های مختلف در جهت تبلیغ محصولاتشان با هزینه های هنگفت تبلیغاتی و اگر بپذیریم که جهان سرمایه داری را سرمایه داران اداره می کنند، در حال حاضر فوتبال یکی از علایق ویژه آنها شده است. اما در کشورهای در حال توسعه فوتبال به طریقی دیگر محبوبیت یافته است. شاید این کشورها که با کمبود و فقر فرصت برای بروز شور جمعی شان مواجه هستند، هنوز هم فوتبال تنها راهی است که با آن می توانند در یک روز تعطیل به ورزشگاهی بروند و در آنجا با شور تمام فریاد بزنند، جیغ بکشند، به هوا بپرند یا به سر و کله هم بکوبندو... یا از لحاظی دیگر تماشای یک فوتبال زیبا از تلویزیون برای مردمی که زیر بار فشار زندگی روزانه شکسته و خرد شده اند فرصتی است برای استراحت ذهنی و فکری حتی اگر این فوتبال در آخرین ساعات پخش شود و احتمال هم بدهند که فردا دیر به سرکارشان برسند و احیاناً اخراج هم بشوند.»(عسکری خانقاه، 1281: 122).
در ادامه می توان گفت که با پیشرفت تکنولوژی و توانایی های شگفت انگیز وسیله های ارتباط جمعی که دانشمندان با کاربرد اصطلاح دهکده های جهانی از آن سخن می گویند، علاقه مندان به فوتبال در هرگوشه ای از جهان، جریان بازی را زودتر می بینند و می شنوند تا مردم یک دهکده جریان واقعی را که در آن محدوده کوچک اتفاق افتاده است. شاید امروز پیش آمد و پدیده ای دیگر را سراغ نداشته باشیم که مردم جهان، تا این اندازه نسبت به دیدن و دانستن آن علاقه مند باشند. علاقه مندی به تماشای مسابقه های فوتبال به اندازه ای است که گمان نمیرود هیچ واقعه علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد که جامعه ای با این وسعت (دهکده جهانی)، بخواهد به این شتاب جریان آن را تماشا کند. شادی کردن، متأثر بودن و به اصطلاح «ابراز احساسات» کردن هنگام بازی و برد و باخت فوتبال منحصر به تماشاگران حاضر در میدان نیست تماشاگران تلویزیونی نیز آرام نمی نشینند و خواه ناخواه و به هر علت و انگیزه ای که باشد، طرفدار یکی از تیم ها می شوند. و این طرفداری ها ممکن است به گریه و فریاد و دعوا بکشد، روانشناسان بر این نظرند که در اینگونه موردها گریستن و خندیدن با صدای بلند و فریاد زدن خود نوعی نیازمندی جسمی و روانی است و آرامش بخش است. حال با توجه به مباحث بالا به نظر می رسد که در جوامع امروزی و از میان رشته های ورزشی، فوتبال هوادارترین ورزش موجود است.
1-2اهداف تحقیق:در این بررسی و تحقیق، هدف کلی «بررسی عوامل تأثیرگذار بر تعلق خاطر دانشجویان دانشگاه یزد نسبت به تیم های ورزشی (مورد مطالعه تیم های فوتبال) لیگ برتر ایران در سال تحصیلی 87-86 می باشد.» در کنار هدف کلی فوق، اهداف جزیی زیر پیگیری می شود:
1- تبیین رابطه بین الگوی نقش و تأثیر آن بر تعلق خاطر به تیم های فوتبال
2- تبیین رابطه میزان استفاده از رسانه های جمعی و تعلق خاطرنسبت به تیمهای فوتبال
-3تبیین رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی افراد و تعلق خاطر نسبت به تیم های فوتبال
4-تبیین رابطه بین تعلق خاطر در بین دانشجویان رشته های مختلف
5-تبیین رابطه بین تعلق خاطر زنان و مردان نسبت به تیم های فوتبال
1- 3ضرورت و اهمیت:ورزش فوتبال بین رشته های مختلف ورزشی در سراسر دنیا بیشترین مخاطب و طرفدار را دارد و این موضوع به روشنی هم در تعداد افرادی که به این ورزش می پردازند و هم در تعداد طرفداران و علاقه مندان این ورزش مشخص است ویژگی های گوناگون روانی و اجتماعی در جذب بیشتر مردم در جوامع مختلف به سمت این ورزش نقش دارند به اعتقاد برخی از محققان از جمله دلایلی که می توان در مورد محدودیت و رواج ورزش فوتبال ذکر کرد این است که این ورزش نیاز به ابزار زیادی ندارد و وسایل بازی هم نسبتاً ارزان است. ساختار بازی فوتبال سبب می شود تنش های و هیجان هایی در بازیکنان و تماشاچیان به وجود آید که از این هیجان ها و تنش ها همه لذت می برند.می توان درکنار مباحث فوق کارکردهایی را برای این ورزش ذکر کرد که عبارتند از:
کارکرد اجتماعی: برگزاری مسابقات فوتبال در سطح جهانی امروز در نزد بسیاری از جامعه شناسان به عنوان ابزاری برای اندازه گیری ارق و همبستگی ملی مورد استفاده قرار می گیرد و فوتبال می تواند در بالا بردن این همبستگی نقش مهمی را ایفا کند. یکی از کارکردهای ورزش بالا بردن همبستگی ملی است و کشورهایی که از تعدد اقدام برخوردارند، از ورزش های گروهی و بویژه فوتبال بعنوان بالا بردن وحدت ملی استفاده می کنند. و اگر امروزه فوتبال به عنوان نهادی برای جهانی سازی نام برده می شود برای اینست که تمامی بازیکنان از تمام نژادها، قوم ها، فرهنگ ها را دور هم جمع می کند و تحت قواعدی یکسان و جهانی به مسابقه می پردازند و جالب اینکه قانون فوتبال از معدود قوانینی است که برای تمامی کشورها یکسان است.»
کارکرد سیاسی: بسیاری از سیاستمداران معتقدند برای برقراری رابطه بین دو کشور، بهترین بزار و وسیله همانا فوتبال است، و این امر نشان می دهد که این ورزش گروهی برای مقاصد سیاسی نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد، چرا که مسابقه بین دو تیم کشور در واقع مسابقه بین دو ملت است. دست دادن بازیکنان دو کشور با یکدیگر و لباس عوض کردن و دادن هدیه برای یکدیگر و حضور مسئولین رده بالای کشور در بازی فوتبال، می تواند زمینه های ایجاد نوعی رابطه بین کشورها باشد.
کارکرد فرهنگی: فوتبال امروزه دنیا و فرهنگ خود را می سازد و قواعد خاص خود را بر ملت ها حاکم می سازد. برای بسیاری از جامعه شناسان، فوتبال شکل کوچک شده ای از جامعه است که در آن می توان به ویژگی های افراد آن جامعه است یافت. مطمئناً رفتار بازیکنان و تماشاگران حامی آنها، نوع برخورد با یکدیگر می تواند نشان دهنده رفتار یک ملت باشد و میلیون ها چشم رفتار بازیکنان را می بینند و آن را مورد ارزیابی قرار می دهند.
کارکرد ایجاد نشاط و شادی: در بعضی از کشورها از جمله ایران فوتبال در قالب های مختلف از جمله جشن و شادی در معابر عمومی و اعتراض به مسائل گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد. گاهگاهی می بینیم که مردم بعد از هر پیروزی به خیابان ها آمده و با واکنش های عاطفی شادمانی می کنند، امروزه فوتبال جزء زندگی روزمره مردم شده و همانند احزاب مردم طرفدار یکی از تیم ها می باشند و کنار گذاشتن آن امری محال است. درست است که یکی از کارکردهای ورزش ارتقای شادابی و نشاط ملی یا باشگاهی است ولی همین نشاط موقعی به بحران تبدیل می شود که جوانان جزء بهانه فوتبال چیزی برای بروز شادی و هیجانات خود پیدا نکنند. امروزه فوتبال برای تماشاگران به قول دورکیم چون انبوهی خلق تشکیل داده، توانسته وسیله ای برای تخلیه هیجانات جوانان مورد استفاده قرار گیرند و اگر درست هدایت شود از آسیب هایی که ممکن است برای اجتماع وارد سازد کم کند.(www.PARSA.htm)
من ری کیست؟ پاسخ به این پرسش آنقدرها هم ساده نیست. همگی ما این تجربه را داشته ایم که در زندگی روزمره خود وقت و انرژی زیادی را صرف شناخت انسانهای اطرافمان کرده ایم و چه بسا در بسیاری موارد ناکام مانده ایم، حال اینکه این انسانها با ما همراه بوده اند و ارتباط مستقیمی بین ما و ایشان وجود داشته، ارتباطی زنده که تا حدی تحت کنترل ما بوده ولی بازهم موفق نشده ایم تا شخصیت اطرافیانمان را آنطور که باید و شاید بشناسیم.
حال چگونه ممکن است که چنین خوش خیال باشیم و بپنداریم که با بررسی چند تابلو و دیدن آثاری چند از یک هنرمند می توانیم به شناخت وی نائل آییم!
البته این یک نوع رهیافت در دنیای هنر است؛ می توانیم اصلاً به هنرمند توجه چندانی نکنیم و آثار وی را همچون موجوداتی مستقل و جاودان در نظر بگیریم وسعی کنیم با آنها همان ارتباطی را برقرار کنیم که مثلاً با دوستمان برقرار می کنیم!
ولی آیا واقعاً همینطور است؟ آیا یک اثر هنری به جز آنچه به چشم می آید (در مورد هنرهای دیداری[1]) و یا شنیده می شود (در مورد هنرهای شنیداری[2]) هیچ چیز دیگری را نشان نمی دهد؟!
آیا به اصطلاح اثر هنری «از زیر بوته در آمده» است؟!
در یک ارتباط ساده با یک انسان، در همان مراحل اولیه سعی می کنیم تا در مورد او چیزهایی فراتر از بعد ظاهری او بدانیم.
می خواهیم بدانیم از چه خانواده ای است و چه سابقه تحصیلی یا شغلی دارد؛ میخواهیم بدانیم که اعتقاداتش از کجا سرچشمه می گیرند و هدفش برای ادامه زندگی چیست و اگر به دنبال دانستن این مسائل نباشیم، ارتباط ما با شخص مقابل بسیار سطحی باقی خواهد ماند؛ همانطور که هرگز از راننده اتوبوسی که سوار میشویم نمی پرسیم که چه شد که راننده اتوبوس شد و آیا به آشپزی علاقه داشت یا خیر!!
ولی آیا رویکرد ما در مورد هنر نیز اینگونه است؟ آیا ما امروز اثر هنری را در نمایشگاه می بینیم و ساعتی بعد وقتی دیگر تصویر آن در شبکیه چشم ما وجود ندارد آنرا فراموش می کنیم؟ آیا نقاشی در عمیق ترین حالت ممکن فقط تا شبکیه چشم ما نفوذ می کند؟
قطعاً چنین نیست، مخصوصاً در حوزه فلسفه هنر، یک محقق سعی می کند تا به بطن و فلسفه هنر نفوذ کند و آنچه که خود را در پس رنگها و نُتها و مواد و مصالح پنهان کرده را بیرون بکشد.
البته برگزیدن چنین راهی قرین سختیها و مشکلات فراوان است. گویا اثر هنری با ما به قایم موشک بازی می پردازد. در فضایی انتزاعی که بعد چهارمی به نام خیال هم در جریان است.
از طرفی در بیشتر موارد ما از حضور عنصر مهمی به نام هنرمند محروم هستیم. ما در بیشتر موارد با «تاریخ هنر» سر و کار داریم و نه با «هنر»؛ پس نباید چنان ساده انگار باشیم که با ذکر یک بیوگرافی تکراری و ضمیمه کردن چند اثر معروف پنداریم که هنرمندی را شناخته ایم.
هدف من از تحقیق در مورد “من ری” چیزی جز شناخت بیشتر وی و شناساندن او به علاقه مندان نبوده است. گرچه ما امروزه در عصر اطلاعات و ارتباطات زندگی میکنیم و دنیای الکترونیکی کامپیوتر و اینترنت جای هیچ بهانه ای برای عدم دسترسی به اطلاعات را باقی نمی گذارد ولی متاسفانه در ایران هنوز هم در این حوزه با مشکلات بسیاری روبرو هستیم.
پایگاههای استفاده رایگان از اینترنت حتی در دانشگاهها بسیار محدود و ناقص عمل می کنند؛ در حوزه ترجمه هم متاسفانه هنوز بیشترین توجه معطوف به متون شناخته شده و سنتی است. در زمینه های جدید به جز چند جزوه مختصر و ترجمههایی اندک و در عین حال ناقص و نامفهوم چیز بیشتری در دسترس نیست.
من برای تحقیق در مورد “من ری” به جز چند سایت اینترنتی به دو کتاب به زبان انگلیسی متوسل شدم؛ مشخصات این کتب را در بخش منابع و ماخذ آورده ام.
این نوشته ها فقط اشاره ای است به یک شخصیت بزرگ و پیشرو که تاثیرات عمیقی بر هنر دوره خود گذاشته، غور و بررسی بیشتر و قضاوت نهایی بر عهده خواننده است.
امیدوارم که این اشاره هرچند کوتاه و مختصر بتواند به کارآید و حداقل پرسشهای جدیدی در ذهن خواننده ایجاد کند.
کار فلسفه خلق پرسش است و شاید کار فلسفه هنر این باشد که پرسشهای هنری بیافریند!
حال ببینیم که پرسش “من ری” از دنیا چیست و به پرسشهای زندگی چگونه پاسخ می دهد.
من ری: تعالیم، الگوها، اهداف“من ری” نقاش آمریکایی الاصل که بیشتر عمر خود را در فرانسه (پاریس) گذراند را می توان یکی از پیشرویان در مکتب دادائیستی (Dadaism) و سورئالیستی (Surrealism) زمانه خویش (نیمه اول قرن بیستم) دانست.
وی متولد سال 1890 در ایالت فیلادلفیا (Philadelphia) در آمریکا است. خانواده وی در سال 1897 وقتی وی 7 ساله بود به نیویورک (New York) رفتند و “من ری” جوانی خویش را در این شهر گذراند.
از همان کودکی او استعداد و ذوق خویش را در زمینه هنری شناخته بود و به نقاشی و طراحی از غروب آفتاب گرفته تا نگاره های ژاپنی می پرداخت. او حتی از عکسهای روزنامه ها که به صورت سیاه و سفید چاپ می شدند، نسخه برداری می کرد و به سلیقه خود آنها را رنگ می کرد. اطرافیان او را در باز نمایی موفق عکسها تشویق میکردند و در استفاده عجیب و غریب وی از رنگها اغلب ایرادهایی بر کار وی وارد می کردند.
“من ری” می گوید: «من همیشه اینطور احساس می کردم که چون نسخه اصلی عکس چاپ شده، سیاه و سفید است پس حتماً می توانم آزادانه از تخیلم برای رنگآمیزی آن استفاده کنم!»[3]
در دوران مدرسه اکثراً در مورد درس و مشق مدرسه ای غفلت می کرد، ولی در درس ادبیات انگلیسی هیچ مشکلی نداشت و اشعار زیادی می خواند و انشاهای زیبایی می نوشت. علاقه اصلی او به نقاشی بود که اولیاء او را نگران کرده بود. پدر و مادر او نگران آینده او بودند و می ترسیدند که فرزندشان بخواهد نقاش شود و آیندة شغلی مناسبی نداشته باشد.
او در همین سالها به این نتیجه رسید که هر چه چیزی مشکل تر باشد یا اصلاً غیرممکن، خواستنی تر است. این عقیده در طول زندگی وی بسیار به او کمک کرد و موجب پیشرفتهای بسیاری در کارش شد. از طرفی او عادت داشت که برخلاف خواست خودش عمل کند!! و اگر از انجام کاری منصرف می شد تازه وقتی بود که به خودش می آمد و از اول با قدرتی بیشتر و انگیزه ای مضاعف کار را شروع می کرد. این رویکرد در حوزه عکاسی که البته موضوع مورد بحث ما نیست، مشهودتر است.
“من ری” در سال 1904 وارد دبیرستان شد. این مقطع تاثیری زیادی بر زندگی او گذاشت، چرا که در دبیرستان دو معلم داشت که یکی از آنها طراحی آزاد و دیگری طراحی مکانیک یا همان طراحی صنعتی تدریس می کردند.
در این کلاسها او در زمینه طراحی صنعتی و طراحی ساختمانی تبحر یافت. در بسیاری از کارهای او ردپایی از دست قوی و تکنیکی که در این زمینه داست مشهود است برای نمونه به تصویر زیر (تصویر شماره 1) توجه کنید.زیبایی شناسی، ترکیب بندی و هارمونی رنگها هرگز از موضوعات مورد توجه و علاقه وی نبودند. قصد او استادی در تکنیکها بود تا ریزه کاریها را کشف کند و موارد استفاده مواد را بفهمد.
او حتی با حضور در کلاسهای شبانه هنری
در «مرکز اجتماعی فرانسیسکو فٍرِ»
(The Art School of the Francisco Ferrer Social Center) آزادی بیشتری را تجربه کرد.
«فرانسیسکو فٍرِ» یک آنارشیست اسپانیایی و بنیانگذار سیستم مدرن آموزش و پرورش (Escula Moderna) بود در استفاده از شیوه های آموزشی از روشهای بسیار نوین استفاده می کرد. طی 8 سال (1909-1901) او بیش از 100 مدرسه را در سراسر اسپانیا بنیان گذاشت.
در اول سپتامبر سال 1909 تحت فشار
کلیسای کاتولیک او را در بارسلونا
(Bacelona) دستگیر کردند. در
13 اکتبر همان سال طی یک دادگاه ساختگی و فرمایشی حکم اعدام وی را در زندان صادر
کردند. در این هنگام او 50 ساله بود. مرکز اجتماعی «فرانسیسکو فٍرِ» به دست پیروان
وی بنا شد تا خاطره پرافتخار وی همیشه زنده و جاودان بماند.
در اینجا مختصری از شرح حال «فٍرِ» ذکر کردم تا روشن کنم که الگوهای هنرمندان این دوره چه کسانی بودند و چگونه با شهامت و جسارتی که داشتند، فرهنگ سازی میکردند.
در اینجا خواستم نشان بدهم که چگونه یک هنرمند واقعی از هر فرصتی استفاده میکند تا به آروزها و استعدادهایش جامه عمل بپوشاند و هرگز از کمبودها و نارضایتی ها نمی نالد بلکه درس می گیرد و از آنها به عنوان سکوی پرش خود استفاده می کند.
حضور در این مرکز از یک جنبه دیگر هم مهم بود و آن گردهمایی های صمیمانه و خودمانی بود که در این محل شکل می گرفت.
در بین افراد فرهیخته و متجدد آن روزگار که در این مجالس حضور به هم میرسانند می توان “اماگلدمن” (Emma Goldman)، “الکساندر برکمان” (Alexander Berkman) را نام برد؛ همچنین “ویل دورانت” (Will Durant) که در آن زمان یک دانشجوی برجسته در رشته فلسفه بود و در زمینه نقاشی، نقاشان معروفی همچون “رابرت هنری” (Robert Henri) و جرج بی لوز (George Bellows) جزء سخنوران این گردهمایی ها بودند.
این جزئیات را هم گفتم که بدانیم علاوه بر الگوهای منحصر به فرد و با ارزشی کم هنرمندانی چون “من ری” برای خود برگزیده بودند، چه مصاحبان و همراهان استثنایی و تحسین برانگیزی را در اطراف خود داشتند. البته اگر“من ری” این جملات را میخواند شاید از کلمه “استثنایی” تعجب می کرد، چرا که در آن دوره جو حاکم بر اجتماعات فرهنگی و هنری اینطور که به نظر می آید بسیار خالص و ناب بوده و اگر کسی “حرفی برای گفتن” یا “هدفی از شنیدن” نداشته وقت خود را جای دیگری صرف می کرده. من شخصاً فکر می کنم که امروزه دوره چنین تجربیاتی به سر آمده و مخصوصاً در میهن عزیز خودمان بسیاری از جوانان فقط برای گذراندن ساعتهای اضافی و بلااستفاده ای که دارند بعضاً سری به نمایشگاهها و ندرتاً به گردهمایی ها و سمینارها می زنند. من احساس می کنم که دیگر دوره نخبگان و نوابع به سر آمده و امروزه، دوره مفسرها و منتقدان فرا رسیده؛ البته این فقط نظر شخصی من است ولی متاسفانه شخصاً در کشور خودمان (ایران) گروهی ازهنرمندان که با یک روش خاص و به طور مستمر کار کنند و بنیانگذار سبکی جدید باشند وجود ندارد یا حداقل من از وجودشان اطلاعی ندارم ولی تا دلتان بخواهد منتقد کارهای غربی آن هم با رویکردی تکراری و بعضاً ناقص.
در مورد زندگی “من ری” و شرح ما وقع زندگی او به شکل زمان بندی شده لازم است که کتابی نوشته شود و ذکر تمامی حرکتها و تغییرات مکانی و فکری که در طول دوره حیات وی برای او رخ داده در این تحقیق مختصر کاری بیهوده خواهد بود؛ پس من مستقیماً به تحلیل آثاری چند از وی که مربوط به دوره اقامت وی در پاریس (1940-1921) می باشد می پردازم و از وقایع نگاری دوره های قبلی و این دوره و دوره بازگشت او حین سالهای جنگ به آمریکا صرف نظر میکنم.
نقاش خوابها - طراحی از رویا:با ورود من ری به پاریس دوستان سورئالیست وی فوراً متوجه استعداد استثنایی وی در زمینه طراحی شدند و اغلب از او می خواستند که برای نشریات و یا در توضیح نوشته های آنها طرحی بزند.
یکی از منابع اصلی وی خوابهایی بود که می دید و یا رویاهایی که در بیداری داشت. او همه اینها را ثبت می کرد تا بعداً از آنها در طراحی هایش استفاده کند. او میگوید: « همیشه در کنار تختم یک دفترچه، یک قلم و جوهر دارم، حتی وقتی در سفر هستم[1].»
خوابها، هوسها و علایق “من ری” در طراحی هایش تجسم می یابند. پل الوار (Paul Eluard) در مقدمه کوتاهش بر کتابی می نویسد:
«… طراحی های من ری: همیشه آرزو، بدون ضرورت… من ری طراحی می کند تا عشق را تجربه کند.[2]»
در اینجا لازم است تا متن اصلی نوشته “پل الوار” را عیناً بیاورم چرا که متون سورئالیستی دارای ابهام و پیچیدگی خاصی هستند که ترجمه آنها را دشوار و نامفهوم می سازد:
Paul Eluard Wrote:
»The paper, white nights. And the desert shores of the eyes of the dream. The heart trembles. The drawings of Man Ray: always desire, never necessity. No down, no clouds, but wings, teeth, claws.
There are as many marvels in a glass of wine as there are at the bottom of the sea.
There are more marvels in an eager, extended hand, than everything that keeps us from what we love. Let us not allow others to perfect, to adorn that which they oppose to us. A mouth around which the earth turns. Man Ray draws to be loved.«
طراحی از خواب در کتاب “Les Mains Libres”
از سورئالیستی ترین طراحیهای “من ری” هستند. او در مورد این سری از طراحیهایش می گوید: «در این طراحیها دستان من خواب می بینند[3].»
نکته فوق العاده ای که در بیشتر این طراحیها وجود دارد این است که اغلب این خوابها به عنوان منبعی برای طرحها، جنبه اخطاری و برحذر دارنده دارند. از همه آنها تکان دهنده تر طراحی است به نام سوم سپتامبر سال 1936. [3 September 1936] در پس زمینه اثر عقربه های یک ساعت عدد 3 را نشان می دهند و دقیقاً سه سال بعد در سوم سپتامبر سال 1939 جنگ جهانی دوم آغاز شد. در پیش زمینة کار زنی را میبینیم که انگار با چشمانی خیره به آینده ای...پیشنهاد معماری برای شهر سنندج
در شهر سنندج طبق نتایج همدمای مؤثر 77 درصد اوقات سال احساس سرما وجود دارد و حدود 3 درصد شرایط گرم وجود دارد و حدود 20 درصد آسایش حرارتی برقرار است . بنابراین اولویت معماری در شهر سنندج مقابله با سرمای هوا در طول سال مخصوصاً فصل پاییز و زمستان می باشد . در مرحله دوم باید تا حد امکان با گرمای طاقت فرسایی تابستان مقابله نمود. بجز پیشنهادات که در معیار ماهانی برای شهر سنندج شده است می توان پیشنهادات زیر را برای بیشتر کردن محدوده آسایش حرارتی بکار برد .
الف )در خصوص مقابله با سرما پیشنهادات زیر را میتوان بکار برد :
پیشنهاد اول :
فضاهای داخلی ساختمان از همدیگر تفکیک شود و هر کدام به اندازه مورد نیاز گرم شوند – مثلاً لزومی ندارد که به طور دائم اتاق خواب یا حمام و بعضی فضاهای غیر ضروری را گرم نگه داریم . همچنین می توانیم به وسیله نصب در ، در بین فضای داخلی منزل و راه پلهای که به بالا می رود از اتلاف گرما جلوگیری نمود.
پیشنهاد دوم :
استفاده از پنجره های که در سقف منازل تعبیه می شوند برای ورود به نور خورشید در فصل زمستان مفید هستند ولی شکل استفاده از این پنجره ها در فصل تابستان با عبور نور و انرژی خورشید به داخل منازل باعث گرم شدن فضای داخلی ساختمان می شوند. برای ا مقابله با گرمای ورودی از این پنجره ها در فصل تابستان باید از سایه بانها استفاده شود . البته تعبیه یک دریچه قابل باز و بسته شدن در این پنجره ها می تواند جهت ایجاد کوران در فضای ساختمان برای فصل گرم مؤثر باشد .
پیشنهاد سوم :
استفاده بهینه از وسایل گرمای زای داخل ساختمان می تواند اتلاف انرژی را به حداقل برساند برای نمونه می توان امتداد لوله را در فضای منزل طولانی تر کرد تا هوای گرم تر دیرتر به خارج منزل هدایت شود یا میتوان با گذاشتن یک مخزن آب کنار بخاری از گرمای مخزن آب استفاده کرد . در نهایت با درزگیری روزنها و استفاده از پنجره های دوجداره می توان اتلاف حرارت را به حداقل رساند .
ب) درباره مقابله با گرما در ماههای تابستان نیز می توان روشهای زیر را به کار برد :
اول : می توان با کاشت درختان خزان دار در فصل تابستان از سایه مناسب آنها استفاده نمود و نیز با تعیین محل مناسب غرس درخت از قدرت خنک کنندگی آن در فصل تابستان بهره مند شده و از چشم اندازی زیبا آن استفاده کرد . در غرس درختان باید فضای بین آنها در نظر گرفته شود تا در طول شب اشعه موج بلند زمین بدون برخورد با مانعی حرارت را دفع کند . برای جریان بهتر هوا در فصل تابستان بهتر است زیردرختان خلوت نگه داشته شوند.
دوم: ساخت منازل دو یا چند طبقه برای کمتر شدن مساحت سطوحی که در معرض نور خورشید قرار می گیرند مفید است همچنین ایجاد بافت بهم چسبیده و متراکم جهت دریافت هر چه کمتر انرژی خورشیدی مؤثر است ضمناً با ایجاد برآمدگی روی لبه بام و پنجره ها می توان از نفوذ بیش از حد نور و حرارت خورشید به منازل جلوگیری کرد .
نتیجه گیری نهایی درباره میزان آسایش اقلیمی
برای بدست آوردن میزان آسایش اقلیمی در شهر مورد مطالعه از 3 معیار آسایش روش اولگی ، گیونی و ماهانی استفاده گردیده در شاخص آسایش اولگی مواقع نسبتاًناراحت تا کاملاً ناراحت به عنوان ناراحتی حرارتی تلقی می گردد.
و مواقع نسبتاً سرد تا کاملاًسرد به عنوان منطقه سرد سال و بقیه مواقع سال نیز منطقه آسایش شناخته می شود در معیار ماهانی و میزان طول سال با 3 قسمت آسایش ، گرم ، و سرد ارزیابی می شود.
نتیجه گیری نهایی با استفاده از روش اولگی
برای اینکه نتایج به دست آمده شاخص آسایش دما – نم در شهر مورد مطالعه تمام اوقات سال را به 3 منطقه گرم و سرد و آسایش تقسیم شده است و نتایج نهایی در جدول ( ) ( ) ارائه شده است .
نتیجه گیری کلی درباره میزان سازگاری عناصر معماری قدیم و جدید با اقلیم شهر سنندج
یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه معماری از زمانهای گذشته تا زمان حاضر ایجاد بیشترین سازگاری بین عناصر معماری و شرایط آب و هوایی بوده است . اگر به معماری سنتی در ایران دقت کنیم متوجه می شویم که تمام عناصر معماری با توجه به اقلیم طراحی شده اند. اما در سالهای اخیر دسترسی به منابع فراوان و ارزان انرژی سبب شده است که معماران کمتر به مسائل اقلیمی توجه کنند و با توجه به تقاضای روز افزون مسکن ، معماران سعی می کنند با کمترین هزینه و زمان احداث بناها را به اتمام برسانند.
در شهر سنندج نیز دو شیوه معماری سنتی و جدید در کنار هم وجود دارند در این پژوهش بررسی میزان تطابق معماری قدیم و جدید با اقلیم شهر سنندج با استفاده از معیار ماهانی مورد مطالعه قرار گرفتند . بعد ازتکمیل جدول ماهانی برای شهر مورد مطالعه هشت پیشنهاد از توصیه های معماری ماهانی برای اقلیم این شهر ارائه گردیده که به ترتیب عبارتند از:
1-طول امتداد شرقی – غربی داشته باشد .
2-مجموعه ساختمان باید به شکل فشرده باشد .
3-جریان محسوس هوا در ساختمان لازم نیست .
4- اندازه پنجره ها متوسط و حداقل 20 تا حداکثر 40 ردصد مساحت دیوار باشد
5- دیوارهای داخلی و خارجی سنگین بیش از 8 ساعت زمان تأخیر داشته باشد
6- سقف ساختمان سنگین بیش از 8 ساعت زمان تأخیر داشته باشند
7-فضای برای خوابیدن در فضای آزاد پیش بینی شود
8- کف ساختمان سنگین و بیش از 8 ساعت زمان تأخیر داشته باشد .
اولین توصیه معماری اقلیمی برای شهر سنندج در مورد طول ساختمان است که باید در امتداد شرق و غرب باشد به علت ازدیاد جمعیت در سالهای اخیر و تقاضای روز افزون برای مسکن و بی توجهی مسئولان و معماران به مسائل اقلیمی معماران بیشتر ترجیح می دهند ساختمانهاو منازل به صورت صندوقی و کنار هم به صورت مستطیل و در امتداد شمال و جنوب طراحی کنند با توجه به برونگرا بودن ساختمانها در معماری جدید و دوطرفه بودن اغلب ساختمانها شمالی و جنوبی و همچنین باد غالب زمستان در شهر سنندج که جنوبی یا غربی هستند هوای سرد می تواند در اینگونه ساختمانها جریان یابد نکته دیگر منفی اینگونه منازل استفاده نامطلوب از انرژی خورشید است با توجه به حرکت شرق به غرب خورشید در آسمان و عرض کم ساختمانها جدید الاحداث در امتداد شرق و غرب در طول زمستان نور خورشید کمتر میتواند به داخل منزل نفوذ کند ولی در ساختمانهای قدیمی که در امتداد شرق و غرب طراحی شده اند نور خورشید بدون مانع به داخل منازل نفوذ می کند و اینگونه منازل مدت بیشتری می تواند از گرمای نور خورشید در زمستان استفاده کند و در طول تابستان نیز با توجه به عمود بودن اشعه های خورشید نور و حرارت کمی به داخل منزل شرقی – غربی نفوذ می کند.
بر اساس دومین توصیه معماری اقلیمی ساختمانها در سنندج که باید به صورت فشرده باشد.
طراحی ساختمانها به شکل فشرده سبب می شود تا کوران هوا در داخل ساختمان به حداقل برسد همچنین سطوح کمتری از ساختمان در مقابل هوای سرد یا گرم خارجی قرار می گیرد .همانگونه که ساختماهای قدیمی در سنندج معمولاً حالت فشرده و درونگرا دارند ولی در احداث ساختماهای جدید کمتر به درونگرایی ساختمان اهمیت می دهند و بیشتر سعی بر ارتباط بصری ساکنان با بیرون از منزل است .
بنابراین در اینگونه ساختمان ها سطح بیشتری از ساختمان در معرض دید کوچه و خیابان و هوای خارج قرار می گیرد بنابراین از فشردگی کمتری برخورداخواهد بود و تأثیر پذیری منازل جدید از هوای گرم و سرد بیرون بیشتر ازمنازل قدیمی می باشد
در سومین توصیه معماری که جریان محسوس هوا داخل ساختمان سنندج لازم نیست، همانگونه که دربارة فشردگی ، ساختمانهای قدیم و جدید توضیح داده شد در ساختمان های قدیمی سعی می شد منازل به صورت درونگرا طراحی شود تا کمترین ارتباط بصری بین داخل منازل و خارج منازل برقرار باشد . بنابراین جریان هوای خارج نیز به سختی وارد منزل می شود ولی در معماری ساختمانهای جدید به علت تأکید به ارتباط بصری هرچه بیشتر با فضای بیرون و وجود پنجره ها و درها و بالکنهای متعدد همچنین داشتن نماهای متعدد موجب می شود جریان هوا با موانع کمتری در نفوذ به ساختمان روبرو شود . بنابراین جریان انتقال هوا در ساختمان های قدیمی نسبت به ساختمان های جدید کمتر می باشد.
در چهارمین توصیه معماری اقلیمی اندازه پنجره ها در سنندج 20 تا 40 درصد مساحت دیوار باشد . وجود پنجره ها در ساختمان ها از چند جهت حائز اهمیت است وجود پنجره های مناسب در منازل می تواند باعث ورود هوا و نور کافی به داخل منزل شوند. همچنین در تهویه هوای منزل نقش اساسی ایفا میکند ولی اگر اندازه پنجره ها بیشتر از حد مورد نیاز باشند می توان باعث ورود گرما یا سرمای زیاد به منزل شوند.
اندازه مناسب پنجره ها در معیار پیشنهاد شده 20 تا 40 درصد مساحت دیوار تعیین شده است. حال آنکه در ساختمانهای جدید ابعاد پنجره ها بسیار بیشتر از 40 درصد مساحت دیوار می باشد و حتی گاهی سراسر دیوار به پنجره اختصاص می یابد . ولی در ساختمانهای قدیمی برای جلوگیری از دید اغیار و نفوذ کمتر هوای گرم و سرد به داخل منازل اندازه پنجره ها را متوسط و معمولاًکمتر از نصف مساحت دیوار طراحیشده اند. نکته قابل توجهی در احداث پنجره ها عمق پنجره ها قدیمی ، عمق پنجره ها در داخل دیوار موجب تأثیر در نفوذ گرما و سرما بیرون به داخل منازل می شد ولی در معماری جدید پنجره ها را در لبه خارجی دیوار می سازند بنابراین گرما و سرما با تأخیر کمی به داخل منزل می رسد.
در پنجمین توصیه معماری اقلیمی که دیوارهای داخلی و خارجی سنندج سنگین و بیش از 8 ساعت زمان تأخیر داشته باشد.
در هر زمان و مکانی که حرارت هوای خارج از محدوده آسایش حرارتی لازم میگردد. با توجه به جنس دیوارهای جدید و ضخامت معمولاً از زمان تأخیر حرارتی در دیوارهای جدید در ساختمان شهر سنندج 8 ساعت نمی باشد بایدبه طریق مختلف زمان تأخیر آنها را به اندازه لازم رسانید . برای این منظور می توان در پوسته یا دیوارهای ساختمانی از عایق حرارتی استفاه شود تا اینکه ضخامت دیوارها را آنقدر زیاد کنیم تا تأخیر حرارتی آنها به بیش از 8 ساعت برسد . در ساختمانهای قدیمی شهر سنندج ضخامت دیوارها را بسیار پر ضخامت طراحی می کردند ضخامت بعضی از دیوارها حتی به یک متر هم می رسد . در ساختمانهای جدید دیوارها را سبک و به صورت تیغهمی سازند ضخامت دیوارها که عایق گذاری نیز شده اند کمتر از 15 سانتی متر است . زمان تأخیر حرارتی در دیوارهای 15 سانتی متر حدود 5 ساعت می باشد در منازل قدیمی به علت ضخامت و جنس دیوارها از 8 ساعت بیشتر می باشد .
مسئلهای که باعث زمان تأخیر بیشتر در دیوارهای قدیمی نسبت به دیوارهای جدید گشته است . اولاً ضخامت مناسب دیوارهای قدیمی ، ثانیاًٌ مصالح به کار رفته در دیوارهای قدیمی است که شامل : خشت ، گل ، کاه و یا چوب بوده و زمان تأخیر زیادی دارند در حالیکه دیوارها در ساختمانهای جدید و نازک با مصالحی از قبیل سیمان ، آهن و آجر که زمان تأخیر کمی دارند ساخته شده اند .
در ششمین توصیه معماری اقلیمی که سقف ساختمانهای سنندج سنگین و بیش از 8 ساعت زمان تأخیر داشته باشد . در ساختمانهای جدید برای ساخت سقفها از چند روش استفاده می شود که معمولاً با اقلیم شهر سنندج سازگاری ندارد .
یکی از رایجترین شیوه های ساخت سقف منازل در سنندج استفاده از قیرگونی و آسفالت است در این روش ابتدا ستونهایی از آهن روی دیوارها نصب می شود سپس فضای بین این ستونهای آهن به وسیله یک لایه آجر طاق زده می شود و در آخرین مرحله روی این لایه آجر و آهن به وسیله قیر گونی و آسفالت است . در این روش ابتدا ستونهایی از آهن روی دیوارها نصب می شود سپس فضای بین این ستونهای آهن به وسیله یک لایه آجر طاق زده می شود و در آخرین مرحله روی این لایه آجر و آهن به وسیله قیر گونی و آسفالت پوشانده می شود با توجه به اینکه رنگ سیاه آسفالت انرژی خورشید را به خوبی جذب می کند سطح سقفها در تابستان به شدت گرم می شود و همانگونه که میدانیم فلزات از جمله آهن دارای ضریب انتقال حرارت بالایی می باشد و با حداقل زمان تأخیر حرارت را منتقل می کند.
بنابراین گرمای حاصله از تابش نور خورشید به سقفها در طول روزهای تابستان به داخل منازل و ساختمانها نفوذ می کند. اگر در سقفهای ذخیره حرارتی در طول روز صورت گیرد . در طول شب این گرمای اضافی به محیط اطراف پس داده می شود و داخل منزل را گرم می کند و هوای داخل منزل خارج از محدوده آسایش قرار میگیرد.
نوع دیگری از سقفها که در سنندج کاربرد دارد سقفهای پیش ساخته شده یا ایرانیت هستند. اینگونه سقفها به علت ضخامت کم زمان تأخیر بسیار کمی دارند و گرما یا سرمای فضای خارجی را به داخل ساختمان انتقال می دهند در ساختمانهای قدیمی سنندج بیشتر دو نوع سقف در ساختمانها استفاده شده است . شیوه اول سقف شیروانی است در این شیوه سقف از دو لایه تشکیل شده است که لایه شیروانی در بالای سقف قرار می گیرد و با توجه به انعکاس بالایی که دارد قسمت زیادی از اشعه خورشید را منعکس می کند در زیر شیروانی یک فضای خالی قرار می گیرد و در زیر فضای خالی یک سقف اصلی قرار می گیرد که معمولاً از تیر چوبی و تخته و خاک و گل تشکیل شده است بنابراین در این سقفها 3 مانع در مقابل نفوذ هوای خارج می گیرد . اول مانع شیروانی است که انعکاس دهنده مناسبی برای انرژی خورشید است . بعد از لایه شیروانی محفظه هوا قرار میگیرد . همانگونه که می دانید چگالی هوا بسیار کمتر از مایعات و جامدات است بنابراین هوای محبوس بین دو لایه سقف اصلی می باشد که مصالح تیر چوبی – تخته و خاک و گل ساخته شده است که تأخیر حرارتی زیادی دارند و فاقده مهم دیگری که استفاده از سقفهای شیروانی دارد این است که در طول روزهای تابستان همواره یک طرف سقف به علت شیب دار بودن در سایه قرار دارد. شکل ( ) ولی در منازل جدید بیشتر سقفها به صورت مسطح و با قیرگونی و آسفالت درست شده است . بنابراین از ابتدای طلوع آفتاب تا غروب آفتاب تمام سطح سقف در معرض تابش نور خورشید قرار دارد و حرارت جذب می کند...
مقدمه:
امروزه علم کامپیوتر پیشرفت شگرفی در کلیة علوم و صنایع به وجود آورده است و با پیشرفت این علوم مسائل مربوط به کامپیوتر نیز پیشرفت شگرفی داشته است از جمله میتوان به پیشرفت در بانکهای اطلاعاتی اشاره نمود که از جدیدترین و مهمترین آنها میتوان به Visual basic اشاره نمود. در اینجا سعی شده است مطالبی در جهت معرفی این نرمافزار تقدیم گردد.
فصل اول
نرم افزار ویژوال بیسیک
برنامهنویسی با Visual Basic ( آخرین ویرایش Visual Basic ) میتواند کار پرزحمت و خسته کننده برنامهنویسی را به یک تفریح تبدیل کند.
محبوبیت Visual Basic، علاوه بر گرافیکی و ساده بودن، از آنجا ناشی میشود که زبانی اینترپرتری ( interpreter ) و کامپایلری ( Compiler ) است. دیدکه زبانهای اینترپرتری از نظر سهول تولید و توسعه برنامه چقدر به برنامهنویسی کمک میکنند و از طرف دیگر برنامههای کامپایل شده بنحو چشمگیری سریعتر از برنامههای اینترپرتری هستند. با ترکیب این دو ویژگی Visual Basic را روانه بازارکرد، بسیاری از منتقدان شکست آن و مرگ خاندان بیسیک را پیشبینی میکردند.