چکیده
ایجاد نشاط و شادابی یکی از مؤثرترین راه ها برای افزایش بهداشت روانی در جامعه است، مدرسه بعنوان یک نهاد می تواند با بوجود آوردن زمینه ها و برنامه هایی باعث هر چه شاداب کردن جامعه شود. اگر در مدرسه شوق زندگی کردن بوجود آید خود به خود اثرگذار بر جامعه خواهد بود. انسان های شاد زندگی خود را تحت کنترل دارند، مسئولیت پذیرند، هدفمند هستند، دید مثبت به زندگی دارند. آینده نگر وامیدوارند و در مقابل مشکلات و سختی ها از پای نمی نشینند، قرآن دین اسلام را دین شادی معرفی نموده و مهمترین عوامل شادی را محبوبیت، مقبولیت و موفقیت، ایمان، هویت ملی و فرهنگی، خلاقیت عارفانه و حل مسئله ذکر کرده است، روانشناسان شادی و شور و نشاط را محرک انسان ها برای عمل می دانند و جامعه شناسان جامعه شاد را جامعه موفق می دانند. عواملی که می تواند باعث گسترش شادی شود در ابتدا خانواده است و سپس دیگر نهادها همچون مدرسه و نهادهای فرهنگی مذهبی می باشند که هر کدام به نوبه خود وظایفی دارند که در این مقاله سعی شده پیشنهادات کاربردی جهت ایجاد شور و نشاط در مدرسه ارائه دهد.
مقدمه
در اواخر قرن بیستم موضوع شادمانی و نشاط بشر به عنوان یکی از موضاعات مورد مهم مورد بررسی قرار گرفت یکی از مشکلات هر جامعه غفلت از شادی و نشاط، در نتیجه افزایش بیماری های روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است. با شادی و نشاط زندگی معنی پیدا می کند و در پرتو آن دانش آموزان خصوصاً در دوران نوجوانی و جوانی می توانند خود را ساخته و قله های سلوک و پله های ترقی را بپیمایند. جامعه زنده و پویا جامعه ای است که عناصر شادی آفرین در آن فراوان باشد (حوری زاد، 1385). نشاط و شادابی در مدرسه باعث رشد و شکوفایی در همه ی ابعاد وجودی یک دانش آموز می شود. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می گردد. در قرن جدید سرلوحه ی تعلیم و تربیت در یک جمله خلاصه شده است. «شوق زندگی کردن را به دانش آموزان بیاموزیم» پس باید معتقد باشیم که در حقیقت رشد پایدار ما در گرو شادی پایدار است و این شادی باید در مدارس ایجاد و مدیریت شود.
روش تحقیق: اسناد مرورشده شامل مقالات منتشرشده در مجلات علمی داخلی و خارجی، پایاننامهها، مقالات ارائه شده در کنگرهها و گزارشهای سازمانی بوده است. نتایج بر اساس شیوع مصرف مواد اپیوئیدی (افیونی)، الکل، حشیش و ماریجوانا، کوکائین، مواد نیروزا، اکستازی و LSD در طول عمر، درماه گذشته، مصرف روزانه و نسبت دانشآموزان در جمعیت معتادان ارائه شده است.
یافتهها: این مطالعه حاکی از آن است که تمام مطالعات انجام شده مربوط به سالهای 1379 تا 1383 بوده است. تعداد زیادی از این مطالعات اشکالات متدولوژیک داشته است؛ معهذا الکل و پس از آن تریاک و حشیش شایعترین مواد مورد مصرف در دانشآموزان را تشکیل میدهند. همچنین تعداد دانشآموزان معتاد به مواد اپیوئیدی در کشور را میتوان بین شش هزار تا ده هزار نفر تخمین زد.
نتیجه: انجام مطالعات ملی در این زمینه با متدلوژی صحیح و پیشبینی روشهای صحیح پایش تغییرات شیوع و الگوهای مصرف مواد در دانشآموزان به تفکیک مقاطع مختلف تحصیلی و جنسیت ضرورت دارد.
مقدمه
مصرف مواد مخدر و وابستگی به آن پدیدهای مزمن و عودکننده است که با صدمههای جدی جسمانی، مالی، خانوادگی و اجتماعی همراه است. در حال حاضر اطلاعاتی در دست است که نشان میدهد مصرف مواد در میان نوجوانان و جوانان افزایش چشمگیری یافته است. از نظر اکثر افرادی که با نوجوانان کار میکنند مهمترین خطری که این گروه را تهدید میکند این است که آنها به عنوان واکنشی در قبال قرار گرفتن مکرر در موقعیتهای نامناسب از جمله احساس ناامنی، فشار، آشفتگی روانی، تعارض با والدین یا مشکلات زندگی روزمره به مواد مخدر پناه ببرند. سوءمصرف مواد مخدر در بسیاری از افراد از سنین دبیرستان آغاز میشود، بنابراین یکی از مهمترین راههای کاهش مصرف مواد مخدر در بزرگسالی کنترل آن در نوجوانی است (White, 2004:5).
بهدلیل اهمیت موضوع، تا به حال مطالعات نسبتاً فراوانی در زمینة همهگیرشناسی مصرف مواد در دانشآموزان در کشورهای مختلف صورت گرفته است. مطالعهای اپیدمیولوژی، طولی و ملی با نام MTF[1] از سال 1976 توسط جانستون و همکاران در آمریکا بر روی دانشآموزان دبیرستانی شروع شده و هر ساله نتایج آن منتشر میگردد. طبق آخرین گزارش، شیوع مصرف مواد غیرمجاز در بین دانشآموزان کلاس هشتم، دهم و دوازدهم تحصیلی طی یک سال به ترتیب 15 درصد، 31 درصد و 39 درصد بوده است. شایعترین مواد مورد مصرف در بین دانشآموزان کلاس دوازدهم ماریجوانا، آمفتامین، کوکایین ال.اس.دی. و مواد استنشاقی بوده که شیوع مصرف یک ماهه آن به ترتیب 9/19 درصد، 6/4 درصد، 3/2 درصد، 3/1 و 2/1 درصد گزارش شده است. در این مطالعه نشان داده شد که مصرف مواد غیرمجاز در دانشآموزان در دهه هشتم قرن بیستم میلادی افزایش و در دهه نهم کاهش و سپس در طی سالهای 1990 الی 1998 افزایش داشته است. شیوع مصرف یک ماهه هرویین در بین دانشآموزان کلاس دوازدهم 5/0 درصد بودهاست. در این تحقیق مصرفکنندگان مواد غیرمجاز به لحاظ نسبت جنسی برابر نبودهاند، خصوصاً در مورد موادی که بهطور شایعتر مصرف میشدهاند (Johnston et al, 2005:3).